- مغازهتان را صبح اول وقت باز كنيد. همان موقع كه خروسها صدايشان را مياندازند توي گلويشان و راديو به همه سلام ميكند و خورشيد پيدايش ميشود.
- گرانفروشي نكنيد. تنها اجناسي را گرانتر از قيمت واقعيشان بفروشيد كه آنها را گرانتر خريدهايد.
- سعي كنيد ميزان احترامي كه به آدمها ميگذاريد با ميزان خريدي كه آنها از شما كردهاند، نسبت مستقيم نداشته باشد.
- بگذاريد مشتري، جنس مورد نظرش را كاملاً امتحان كند، بعد آن را بخرد. (طبيعي است كه اين توصيه براي فروشندگان مواد غذايي نيست.)
- اجناس گران قيمتتان را دم دست نچينيد. من هم از آن طرف به دزدهاي محترم آموزش ميدهم.
- اگر ميخواهيد به مشتري بگوييد: «قابل نداره»، اين كار را قبل از گذاشتن پول توي دخل انجام دهيد.
- وقتي از مشتري پول ميگيريد، مراقب باشيد كه لابلاي پولها اسكناسهاي صادره از بانك مركزي بربره وجود نداشته باشد. اين اسكناسها ديگر اعتبار ندارد.
- اگر كسي از شما پول خرد خواست، پولش را خرد كنيد. (حتماً انتظار داريد اينجا بگويم: «البته عمل خرد كردن با تكه تكه كردن اسكناس او انجام ندهيد»، اين طور نيست؟ بفرماييد. گفتم!)
- جواز كسبتان را جايي قرار دهيد كه براي همه قابل رؤيت باشد. يكي از تفريحات سالم مشتريها اين است كه عكس روي جواز كسب مغازهدارها را (كه مال عهد بوق است) با قيافهي حالايشان مقايسه كنند و لذت ببرند.
- با مشتريهايتان رفيق شويد تا هميشه از شما خريد كنند. براي اين كار ميتوانيد پس از هر بار خريد كردن، آنها را ماچ كنيد و تا در خانهشان برسانيد.
- در داروخانهتان نفت، در ميوه فروشيتان سنگ پا، در بنگاه معاملات ملكيتان سيگار، در خواربارفروشيتان پوشالِ كولر و در خرازيتان اورانيوم غني شده نفروشيد.
- براي اجناستان تبليغ كنيد.
نمونهي تبليغ مناسب براي اجناس مختلف:
· شلوار: پارچهاش مال ايتالياس. دوختش هم توركه. برادپيت هم از اين شلوارا ميپوشه.
· سيگار: انقده حال ميده.
· كتاب: من خودم تا به حال ده بار خوندمش، حرف نداره.
· تلويزيون: يه برنامهي تكراري هم نشون نميده.
· آدامس: هر چي ميجوي تموم نميشه، خيلي باحاله.
· عينك: دنيا رو باهاش يه جور ديگه ميبيني.
· شير پاستوريزه: مطمئن باش سالمه، من خودم گاوش رو ميشناسم.
· بادكنك: اگه تركيد، من اسمم رو عوض ميكنم. (يادتان باشد در اين مورد از قبل اسم مناسبي براي خودتان انتخاب كرده باشيد.)
- اگر دست تنها از پس جواب دادن به مشتريها بر نميآييد، يك كارگر ساده استخدام كنيد. البته مراقب باشيد كارگر مورد نظرآن قدر ساده نباشد كه براي كنترلش يه كارگر ديگر هم احتياج باشد.
- در مغازهتان اجناس غيرمجاز نفروشيد:
- مثال براي اجناس غيرمجاز:
- در بقالي: لبنيات تاريخ مصرف گذشته.
- در ساندويچ فروشي: الويه.
- در خرازي: سنگ پاي مسطح.
- در روزنامه فروشي: روزنامهي ايران.
- در پرنده فروشي: عقاب، گيدور، كفتار.
- در نوار فروشي: نوارهاي ... و ... و ... .

